السيد جعفر السجادي

260

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و از اين رو گفته‌اند نسبت اين وجود به موجودات عاليه مانند نسبت هيولاى اولى است به اجسام شخصى از وجهى و مانند نسبت كلى طبيعى است به اشخاص و انواع مندرج تحت آن و اين تمثيلات از وجهى مىتواند مقرّب ذهن براى دريافت آن باشد و از سويى مىتواند موجب بعد درك آن گردد . اين وجود همان‌طور كه بارها گفته شد غير از وجود انتزاعى اثباتى عام بديهى و متصوّر ذهنى است كه از معقولات ثانيه است . ملا صدرا مىگويد آن‌چه در باب سريان وجود گفتيم در سخنان عارفان بزرگ وجود دارد مانند ابن عربى وى سپس گويد در عرف عارفان هر گاه وجود مطلق را بر ذات حق واجب اطلاق كرده‌اند مرادشان وجود به معنى اول است يعنى حقيقت به شرط لا شىء و نه اين معنى اخير . ملا صدرا در مقام توضيح زيادتر امر سريان وجود در عالم گويد : چون براى تو روشن شد كه وجود را سه مرتبه است در مىيابى كه اولين چيزى كه از وجود واجبى ناشى شد ( وجودى كه نتوان او را موصوف به وصف و نه منعوت به نعت كرد و در عين حال همهء نعوت و صفات جمال و جلال مندرج در آن مىباشد ) وجود منبسط بود كه « عمى » و مرتبه « جمع » و مرتبه « حقيقة الحقايق » و « حضرت احديّت جمع » ناميده‌اند و گاه حضرت و احديت ناميده شود چنان‌كه گاه وجود حق را به اعتبار اضافهء آن به اسما در عقل و به ممكنات در خارج « مرتبهء احديت » و « حضرت الهيت » ناميده‌اند . و اين منشأيت به معنى عليت نيست زيرا مقتضاى عليت مباينت با معلوليت است . ملا صدرا گويد : اين وجود مطلق را وحدتى است مخالف با ساير وحدت‌هاى عددى و نوعى و جنسى ، زيرا مصحّح همه آن وحدات و تعيننات او است ، پس وجود حق واجبى و از حيث اسم اللَّه كه متضمن ساير اسماى حق است منشأ اين وجود است كه شامل مطلق است به اعتبار ذات جمعى آن و به اعتبار خصوصيات اسماى حسناى آن كه مندمج در اسم اللَّه است كه عارفان « مقدم جامع ، امام الائمه » ناميده‌اند ، مؤثر در وجودات خاصه است كه زايد بر وجود مطلق نمىباشد . پس مناسبت بين حق و خلق به اين اعتبار ثابت است و گفتار حكما كه گفته‌اند نخستين صادر عقل اول است بنابر اين‌كه از واحد به جز واحد صادر نمىشود يك سخن بالجمله است به نسبت به موجودات متعينّه . و اوليت آن به قياس به ساير صوادر است و الا در مقام تحليل ذهنى كه عقل اول را تحليل به وجود مطلق و ماهيت خاصه و نقص ، امكان كند ، در اين گاه حكم خواهيم كرد كه نخستين چيزى كه ناشى و صادر شد وجود مطلق منبسط است كه لازمه آن بر حسب هر مرتبهء ماهيت خاص و تنزل به خصوص است كه امكان خاصى ملحق به آن مىشود . همان‌طور كه ذات احديّت واجبى مقدس از اوصاف و اعتبارات است و به اعتبار مرتبهء و احديت و مرتبه اسم اللَّه جميع اسما و صفات لازمه آن مىباشد . پس وجود مطلق به اعتبار حقيقت و سنخ آن غير از ماهيات است لكن در هر مرتبه‌اى از مراتب ذاتى ماهيت خاصى است كه آن را لازم خاص است و اين ماهيت با انحاى وجود مطلق متحداند بدون جعل و تأثير . و مجعول هر مرتبه‌اى از مراتب ، وجود مطلق است يعنى نفس وجود خاص و نه بودن آن خاص ( كه بودن